معمولاً بازارهای سنتی در هر زمینه‌ای در برابر تغییر مقاومت می‌کنند. از زمانی که فروش اینترنتی اجناس و خدمات عرضه‌شده‌، تقریباً هیچ محصول و خدماتی از این مسئله مصون نمانده‌ است. بیمیتو نیز در تغییر بازار سنتی بیمه نقش بسزایی داشته و استعلام و فروش بیمه را متحول کرده است. در این مصاحبه قصد داریم شمارا از نزدیک با فراز و نشیب‌های راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید که منجر به سنت‌شکنی در بازار سنتی موجود شده است بیشتر آشنا کنیم. به همین منظور به سراغ حامد ولی پوری مدیرعامل و هم بنیان‌گذار بیمیتو می‌رویم که با تجربیات و چالش‌هایی که در راه‌اندازی یک استارتاپ با آن روبرو شده است از نزدیک آشنا شویم.

-شرح حالی از خودتان شامل تحصیلات و تجربیات کاری بدهید.

من متولد سال 1366 هستم و از کودکی در شهرهای مختلفی مثل شیراز، آباده، درود، دماوند، فیروزآباد و در نهایت تهران زندگی کردم. دوره کارشناسی را در رشته مکانیک دانشگاه علم و صنعت گذراندم و برای دوره کارشناسی ارشد به توصیه یک معلم قدیمی تصمیم گرفتم رشته مهندسی پزشکی را ادامه بدهم. البته برای خودم هم جالب بود و دوست داشتم بیشتر با دنیای شیمی آشنا شوم. بعد از فارغ‌التحصیلی به توصیه یکی از دوستانم به یک مصاحبه کاری در شرکت گلدیران رفتم و مدیران شرکت تصمیم گرفتند من در قسمت برنامه‌ریزی فعالیت کنم. بعد از مدتی به سمت سرپرست بخش برنامه‌ریزی و بعد از گذشت 1 سال نیز به مدیریت خدمات پس از فروش غرب تهران رسیدم. همکاری با یک تیم از تکنسین‌ها و ارائه سرویس به مشتری‌ها برای من جالب بود. در گلدیران به خاطر استانداردهای سختگیرانه ال جی باعث شد تجربه خوبی در ارائه سرویس به مشتری بدست آورم که حتی اگر مشتری از کیفیت کالای خریداری‌شده راضی نباشد، با ارائه یک سرویس خوب می‌توان او را به یک مشتری دائمی و راضی تبدیل کرد. در نهایت با توجه به اینکه همیشه دوست داشتم کار خودم را داشته باشم، بدون هیچ‌گونه برنامه و ایده‌ای از گلدیران استعفا دادم تا رویاهایم را دنبال کنم.

چطور به فکر بیمه افتادید؟ بازار بیمه را ارزیابی کردید؟ ایده‌ی بیمیتو از کجا آمد؟

بعد از گلدیران با یکی از دوستان قدیمی (آیدین محمد حسینی) که از دبیرستان با هم دوست بودیم تصمیم گرفتیم یک کسب‌وکار راه‌اندازی کنیم. اولین ایده توسط یکی از دوستان در حوزه IT مطرح شد، ما هم راجع به آن تحقیق کردیم ولی برای ما جذاب نبود. ما معمولاً اخبار کسب‌وکارهای استارتاپی را که آن روزها تازه شروع شده بود دنبال می‌کردیم. از طرفی خواهر من در زمینه بیمه فعالیت داشت و من کم و بیش از بازار بیمه اطلاع داشتم. حاصل این اطلاعات بیمه‌ای و کنجکاوی در حوزه تکنولوژی ایده‌ای را در ذهنمان شکل داد، این ایده را با آیدین و برادرش در میان گذاشتم و با هم روی آن کارکردیم و نهایتاً به طرح اولیه بیمیتو رسیدیم. ولی این فقط یک ایده بود.

 –در اول کار سرمایه در اختیار شما بود یا فقط یک ایده؟

اولش فقط یک ایده بود و دید دقیقی از میزان سرمایه مورد نیاز و روش اجرا نداشتیم، پس شروع به مطالعه و تحقیق کردیم و روش اجرا را بدست آوردیم و با برآوردی از سرمایه مورد نیاز تصمیم گرفتیم با افرادی که به سرمایه‌گذاری علاقمند بودند مذاکره کنیم. در همین حین طرح را با آقای دکتر اناری مطرح کردیم و خیلی مورد استقبال قرار گرفت و باعث شد با وجود یک سرمایه‌گذار، ما یک شروع قوی داشته باشیم.

چیزی که امروزه در بیمیتو شاهد آن هستیم بسیار از چیزی که در ابتدا فکر می کردیم متفاوت است. ابتدا ایده این بود که تعدادی API وجود دارد که می‌توانیم از آن استفاده کنیم و استعلام لیست قیمت را داشته باشیم. ولی وقتی به شرکت‌های بیمه و بیمه مرکزی مراجعه کردیم متوجه شدیم اصلاً API های استعلام قیمت در نرم افزارهای شرکت‌های بیمه وجود ندارد.

با داشتن تنها یک ایده، شروع کردن کار مشکلی بود. ما هر روز منتظر یک اتفاق جدید بودیم و هر روز چالش جدیدی برای ما پیش می‌آمد ولی ما تصمیم داشتیم هر طور که شده که شده این ایده را عملی کنیم و به تیم کوچکی که داشتیم گفتم باید مقابل تمام مشکلات بایستیم و این کار را به سرانجام برسانیم. رفته رفته یاد گرفتیم که برای هر مشکلی راه حل پیدا کنیم و از جایی به بعد هر روز راه حل برای مشکلات مختلف پیدا می‌کردیم و به ایده‌های جدید می‌رسیدیم.

مصاحبه با مدیرعامل بیمیتو

استارتاپ را ترجیح می‌دهید یا یک سازمان بزرگ؟

من هم تجربه کار در سازمان بزرگی مثل گلدیران را که فقط 120 نفر نیروی مستقیم من بودند داشتم و هم استارتاپ بیمیتو که با یک تیم 7 نفره شروع به کار کرد. طوری که خیلی از کارها مثل مالی و مذاکراه با شرکت‌های بیمه را خودم انجام می‌دادم. الآن هم که بزرگ‌تر شدیم از نظر ساختار خیلی با یک سازمان بزرگ متفاوت هستیم.

کار کردن در یک مجموعه بزرگ می‌تواند بسیار جذاب باشد ولی فضا و روحیه کار در مجموعه استارتاپی خیلی جذاب‌تر است. صمیمیت، نشاط و همدلی که در یک تیم استارتاپی وجود دارد، همچنین چالش‌هایی که با آن‌ها مواجه می‌شویم و آن‌ها را حل می‌کنیم، خیلی برای من جذاب است. همه ما بیشتر زمان شبانه‌روز را در محل کار سپری می‌کنیم پس باید در محل کار حس شادی و اشتیاق داشته باشیم و من این حس شادی و شور و اشتیاق را در بیمیتو دارم.

از ایده تا اجرا چقدر فاصله بود؟

از مطرح کردن ایده تا فروش اولین بیمه‌نامه هشت ماه فاصله زمانی بود. این زمان صرف پیدا کردن محل فیزیکی، جذب اعضای تیم و طراحی شد تا در نهایت به محصول نهایی رسیدیم.

چرا اسم بیمیتو را انتخاب کردید؟

اصولاً پیدا کردن یک نام برای استارتاپ کار سختی است. ما یک اسم ساده و کوتاه می‌خواستیم که به بیمه شبیه باشد ولی خود بیمه نباشد. اول دامین bimename.com را ثبت کردیم که ساده بود ولی آن‌قدر که می‌خواستیم تأثیرگذار نبود که در ذهن دیگران بماند و هویت آن ما باشیم. بعدازآن به اسم بیمه‌ایت و بعدازآن به بیمیتو رسیدیم و دامین بیمیتو را ثبت کردیم.

تیم اولیه را چطور جمع‌آوری کردید؟ از آشناها و دوستان استفاده کردید یا نه؟

افراد اولیه بیمیتو من، آیدین و آرمین (برادر آیدین) بودیم. بعد از ما اولین تیمی که شکل گرفت تیم فنی بود. ما طی یک آگهی که در دانشگاه‌های مختلف پخش کردیم دنبال افرادی با روحیه سازگار با استارتاپ بودیم. اولین نفری که به ما پیوست آقای امین نصیری بود که در حال حاضر سرپرست تیم فنی هستند. ایشان هم چند نفر از دوستانش را معرفی کرد و تیم فنی در کنار خانواده کوچک بیمیتو شکل گرفت. بعدازآن تیم مارکتینگ و همچنین تیم CRM تشکیل شدند.

چند درصد احتمال موفقیت می‌دادید؟ از عملی شدن ایده چقدر اطمینان داشتید؟

جدای از مسائل فنی و اجرایی درصد موفقیت وابسته به عزم و اراده خود آدم است. اینکه خود انسان چقدر با مشکلات دست و پنجه نرم کند و استقامت به خرج دهد. زمانی که ما این ایده را مطرح کردیم همه به ما گفتند که غیرقابل اجراست ولی این روحیه را به وجود آوردیم که هر مشکلی را حل کنیم و من با این روحیه احتمال موفقیت را خیلی بالا می‌دانستم و سعی می‌کنم که این روحیه را در خودم و همه بچه‌های بیمیتو زنده نگه‌دارم که با وجود روبرو شدن با تمام چالش‌ها به موفقیت دست پیدا کنیم.

-چه چالش‌هایی در راه‌اندازی بیمیتو وجود داشت؟

اول از همه جذب سرمایه برای ما چالش بزرگی بود که خوشبختانه در زمان درست توانستیم سرمایه مورد نیاز را جذب کنیم. بعد از سرمایه مسائل قانونی موردتوجه بود. بازار موجود بیمه خیلی سنتی است و حساسیت‌های ویژه‌ای دارد و با توجه به ماهیت بیمه گری که تا جایی که ممکن است از ریسک دوری می‌کند. این ایده جدید یک سری حساسیت‌ها به وجود آورد و رفع این مسائل بزرگ‌ترین چالش بود. خوشبختانه ما به مرور زمان و استمرار توانستیم این مشکلات را حل کنیم.

-به نظرتان شما بازار سنتی بیمه را به متحول کرده‌اید؟

هر بازار سنتی در مقابل ایده‌های جدید مقاومت می‌کند. اصولاً ذات انسان نسبت به تغییر مقاوم است، ولی در مورد صنعت بیمه با توجه به ظرفیت بسیار زیاد بازار ایران، شبکه سنتی فروش می تواند با تکیه به بیمه‌های تخصصی و تمرکز بر فروش آن‌ها به سهم قابل توجهی از بازار دست یابد. بیمه‌های عمومی نیز که به صورت روزمره توسط مردم خریداری می‌شود هم می تواند به مدل فروش موفقی در بازار آنلاین برسد. در نهایت به نظر می‌رسد فروش آنلاین بیمه می تواند فرهنگ جدیدی در صنعت بیمه موجود آورد که به رشد این صنعت کمک کند.

-قلب تپنده بیمیتو چیست؟

مهم‌ترین سرمایه بیمیتو که من شخصاً بابت آن خیلی خوشحال هستم تیم عالی بیمیتو است که همه با دلسوزی و مهارت زیاد کار را دنبال می‌کنند که موتور محرک بیمیتو نیز است. اصلی‌ترین سرمایه و اولویت هر استارتاپ نیروی انسانی است و بقیه مسائل در اولویت‌های بعدی قرار دارند. به نظر من همین تیم خوب می‌تواند ما را به هدفی که داریم برساند.

مصاحبه با مدیر عامل بیمیتو

 -ارتباط شما با کارمندها چطور است؟

ارتباط من با تیم بیمیتو کاملاً دوستانه است به طوری که هم کارها در مسیر درست خودشان قرار داشته باشند و هم دوستانه رفتار کنیم. هم باید در محیط کار شاد باشیم و هم کارها استاندارد خودشان را داشته باشند و در زمان مشخص و به شکل درست انجام شوند.

بین پیشرفت کار و رضایت کارمندها کدام را انتخاب می‌کنید؟

این یک مسئله به هم پیوسته است که هر دو باید رعایت شوند. بچه‌های تیم باید آن‌قدر راضی و شاد باشند که با دلسوزی به پیشرفت کار کمک کنند.

اگر به عقب بازگردید بازهم این کار را می‌کنید؟

حتماً. من تمام لحظاتی که اتفاق افتاد، تمام چیزهایی که پیش‌بینی می‌کردم و نمی‌کردم، همه موارد برای من جذاب و هیجان‌انگیز بوده و حتی اتفاقات سخت باعث شده ما هم در کار و هم در زندگی انسان‌های بهتر و قوی‌تری باشیم. بیمیتو برای من خیلی مثبت بوده، من اگر به عقب برگردم حتماً این کار را بازهم انجام می‌دهم.

آینده‌ی بیمیتو را چطور می‌بینید؟ فکر می‌کنید ممکن است جهانی شوید؟

من همیشه آینده را روشن ترسیم می‌کنم و سعی می‌کنم به آن آینده روشن برسم و در مورد بیمیتو هم همین‌طور است. تلاش تیم مشخص می‌کند که آینده ما چطور می‌شود. ما تمام تلاشمان را می‌کنیم که در بازار بیمه ایران قدرتمند باشیم.

در فضای واقعی باید یک سری واقعیت‌ها و همین‌طور بازار بیمه در ‌ایران را نیز در نظر بگیریم. ارتباط شرکت‌های ایرانی و خارجی و بسیاری از موضوعات حل‌نشده که باید وقت زیادی برای حل کردن آن‌ها بگذاریم و کمک کنیم که اتفاقات مثبت پیش بیاید. البته تیم قوی بیمیتو می‌تواند در هر سطحی موفق شود. البته جهانی شدن نیز وابسته به شرایط است.

به نظرشما از آن چیزی که توقع داشتید بهتر شده یا بدتر؟

بهتر یا بدتر بودن معیار خوبی برای تصمیم گیری نیست. مسئله مهم این است که حرکت بیمیتو نتیجه خوب و مثبتی داشته است. اینکه یک کسب‌وکار رو به رشد به وجود آمده برای من راضی‌کننده است و من از اینکه اینجا هستیم خوشحال و راضی هستم البته این بدین معنی نیست که بلند پرواز نیستیم و اهداف بزرگ‌تری نداریم.

فکر می‌کنید اگر در کار دیگری بودید موفق‌تر بودید؟

به نظر من هر کس، هر کاری را در هر سطحی که می‌پذیرد باید به بهترین نحو انجام دهد. من چه در بیمیتو و هر جای دیگری که باشم تمام سعی خود را می‌کنم، هر کاری که انجام می‌دهم با بالاترین کیفیت باشد. ازنظر من الآن جای درستی هستم.

مصاحبه با مدیرعامل بیمیتو

به نظر خودتان مدیر موفقی هستید؟

 سؤال سختی است!

دید فردی که از داخل مجموعه را با در نظر گرفتن تمام چالش‌های پیش رو می‌بینید، با دید بیرونی متفاوت است. با در نظر گرفتن تمام این موارد، اگر بیمیتو امروز جای خوبی ایستاده و موفق است به خاطر تیم خوب بیمیتو است که من هم جزئی از این تیم هستم. اگر تیم موفق باشد من هم موفق هستم.

حاضر هستید به استارتاپ های جوان که یک ایده خوب دارند برای پیشرفت کمک کنید؟

با اینکه منابع ما محدود هستند ولی اگر بتوانیم، به استارتاپ هایی که تازه تأسیس هستند حتماً کمک می‌کنیم. اگر سینرژی خوبی بین دو شرکت به وجود آید ما استقبال می‌کنیم ولی در درجه اول تمرکز ما روی بیمیتو است.

پیشنهاد شما به افرادی که اول این راه هستند چیست؟

افرادی که ایده‌ای دارند و می‌خواهند این کار و شروع کنند در درجه اول باید تحمل و استقامت بالایی داشته باشند. باید بتوانند در برابر مشکلاتی که بر سر راه وجود دارد بایستند و عقب‌نشینی نکنند. هیچ کاری بدون مشکل نیست و انسان باید سرسخت باشد.

چیزی هست که دوست داشته باشید با مخاطبان در میان بگذارید؟

نفراتی که کنار آن‌ها کار می‌کنم خیلی پویا هستند و من دوست دارم از این افراد تشکر کنم به خاطر حضور و انرژی بالایی که دارند و در کنار من هستند. در این روزهایی که شنیدن خبر خوب خیلی ساده نیست برای من موفقیت و رشد یک مجموعه خبر خوبی است که حالم را بهتر می‌کند.

3 نظرات

ارسال نظر

لطفا نظر خود را وارد کنید
لظفا نام خود رو وارد کنید